قدیس

رفتم در بیابان تا به دور از همه نامت را فریاد کشم. از چادر خیلی فاصله گرفتم. دوبار فریاد زدم و بعد نشستم.صدای برخورد پا و سنگی منو متوجه حضور کسی کرد. -عاشق شدی؟ چه حس بدی بود! -دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را...

کدام خدایی؟

یه وقتایی آدم احساس میکنه میونه ش با خدا خوب نیست!

الآن تو همچین دوره ای ام.

یه کسی میگفت وقتی حکمت خدا بر امری مقدر شد دیگه اشک وناراحتی و افسردگی بی فایده ست.

***

خدا!

واقعا اینطور هستی که او شناختت یا همانی هستی که من شناخته بودمت؟؟؟

یعنی اصلا اشک های من -اگر حکمتت قطعی شد- هیچ تاثیری نداره؟؟؟

این که آن حاج آقا حدیث میگفت "دعا قضای حتمی را برمیگرداند" چی میشه؟

تو که از رگ گردن نزدیکتری قطعا میدانی طاقتم طاق شده...

***

کسی میگفت نمازهات رو بخون,دعات دعا میشود و حاجتت روا...